بیان مسئله پژوهش چیست؟ راهنمای نوشتن بیان مسئله در مقاله، پایاننامه و رساله
بیان مسئله پژوهش یکی از مهمترین بخشهای هر طرح تحقیقاتی، پروپوزال، مقاله، پایاننامه و رساله است. در این بخش، پژوهشگر باید بهصورت روشن توضیح دهد چه مسئلهای وجود دارد، چرا این مسئله اهمیت دارد، مطالعات پیشین درباره آن چه یافتهاند و چه خلأ یا شکافی هنوز باقی مانده است.
بیان مسئله صرفاً معرفی موضوع تحقیق نیست؛ بلکه باید خواننده را از یک مسئله یا وضعیت موجود به سمت ضرورت انجام پژوهش حاضر هدایت کند.
یک بیان مسئله خوب باید منطقی، مستند، دقیق و هدفمند باشد و در نهایت نشان دهد که چرا انجام پژوهش موردنظر ضروری است و این تحقیق قرار است به چه پرسشی پاسخ دهد.
در این مطلب از آکادمی ساپتز با مفهوم بیان مسئله، اجزای اصلی آن، تفاوت بیان مسئله با موضوع تحقیق و مهمترین نکات برای نگارش یک بیان مسئله علمی و قابل دفاع آشنا میشوید.
منظور از بیان مسئله پژوهش چیست؟

اجزای اصلی بیان مسأله
مقدمه
بیان مسئله پژوهش با مقدمه آغاز می شود که با یک حلقه فاصله ناظر بلافاصل بر تعریف مشخص مسئله است، به این معنا که مقدمه را نباید چنان دور از مسئله انتخاب کرد و کلی گرفت که بتوان آن را در آغاز هر مطلب دیگری نیز بیان کرد. مقدمه در واقع دریچه ای برای ورود به مسئله اصلی است و نوعی توجیه و استدلال در جهت پرداختن به مسئله مورد بررسی است.
طول مقدمه بیان مسئله پژوهش نباید چنان باشد که بر مطلب اصلی یعنی “تعریف مسئله” غلبه کند و به عبارت دیگر “مقدمه زائد” بر متن باشد. اندازه نوشتاری مقدمه طبعا با حجم نوشته اصلی تناسب دارد و به همین دلیل هر گاه ایجاب کرد که بر طول مقدمه افزوده شود ناگزیر می بایست دو لایه فراتر از مسئله اصلی را در بر گیرد.
ربط مستقیم مقدمه با متن
برای اطمینان از ربط مستقیم مقدمه با متن، شاید مناسب ترین شیوه آن باشد که ابتدا مسئله اصلی را در قالب تعریف مسئله مشخص و تبیین کنیم، آنگاه به تدوین مقدمه بپردازیم.
تعریف مسئله
در این بخش، مطلب اصلی یا در واقع مسئله ای که قرار است در تحقیق مورد توجه بازگشوده می شود. اهمیت مسئله مورد بررسی و دلایل پرداختن به آن به عنوان موضوعی ضروری از جمله مطالبی است که در این بخش مورد اشاره قرار می گیرد. در همین مرحله است که پژوهنده تأکید می ورزد که نتایج محتمل تحقیق می تواندبر روند فعلی امور و سیاست گذاری ها و برنامه ریزی های مرتبط با ان ها اثر بگذارد.
در تعریف مسئله نباید ادعایی را مطرح کرد که در عناون تحقیق ملحوظ نشده است. در این تعریف برابری محتوایی با عنوان و سایر بخش های طرح پیشنهادی باید پیوسته مورد نظر باشد.
تعریف عملیاتی اجزاء مسئله
گرچه پژوهنده می کوشد مسئله خود را در عنوان طرح پیشنهادی و بیان مسئله به روشنی بیان کند و هر گونه ابهامی را از میان بردارد، لیکن ممکن است اصطلاحاتی در جای جای مسئله به کار رفته باشد که دامنه مفهومی آن برای پژوهنده و مخاطب طرح پیشنهادی یکسان نباشد. به منظور تصریح کار و ایجاد شرایط مناسب جهت درک مشترک از اصطلاحات و مفاهیم، محقق به تعریف برخی اصطلاحات می پردازد؛
اما آن تعریف با تعاریف معمول در واژه نامه ها متفاوت است. شاید بی مناسبت نباشد که این تعریف کمی بازگشوده شود. اساسا تعریف را می توان به دو دسته منطقی (واژه نامه ای) و عملیاتی تقسیم کرد.
غرض از تعریف منطقی تعریفی است که همگان بر آن توافق دارند و صرف نظر از اینکه در چه بستر نحوی مورد استفاده قرار گیرد، پیوسته دامنه معنایی آن یکی است، اما تعریف عملیاتی ناظر بر دامنه ی ویژه ای از معنا و مفهوم است که پژوهنده برای تحقیق خود برمی گزیند تا بتواند بر مبنای آن جریان پژوهش را به طور روشن دنبال کند.
تعریف عملیاتی در واقع حد انتظار مخاطب را از مفاهیمی که در تحقیق به کار رفته است تعیین می کند و تکلیف پژوهنده را نیز در جریان پژوهش روشن می سازد و پژوهنده ناگزیر است اصطلاحات مبهمی را که در بخش های مختلف خود به کار برده است نظیر عنوان، تعریف مسئله، هدف، و مانند آن در آغاز برای مخاطب خود تعریف کند.

پرسشهای اساسی
زمانی که مسئله تحقیق عنوان می شود به دلیل کلیتی که دارد نمی تواند به عنوان رویه ی اجرایی مورد توجه قرار گیرد، بلکه لازم است به اجزاء و بخش هایی قابل تشخیص، اجرا، و پی گیری تقسیم شود. این اجزاء را به عنوان پرسش های اساسی می شناسند. پرسش های اساسی چندین سوال روشن و عینی است که محقق پس از طرح مسئله کلی می پرسد. ویژگی این پرسش ها را می توان چنین برشمرد:
الف) یک پرسشهای اساسی باید از لحاظ درجه ی خاص بودن با یکدیگر همسنگ باشند. به عبارت دیگر نباید سوالی 25 درصد مسئله اصلی را در بر گیرد و سوال دیگری 5درصد ان را پوشش دهد.
ب) برآیند پرسشهای اساسی باید کل مسئله اصلی را پاسخ دهد؛ نه نسبت به آن دارای خلاء و کمبود باشد و نه از آن فراتر رود. به طور مثال: هر گاه بتوان کلیه ی جوانب مسئله اصلی را به هشت پرسش اساسی تجزیه کرد، باید هشت برش مساوی دایره ای فرضی را در بر گیرد.
آشنایی به اجزاء بیان مسئله پژوهش می تواند پژوهشگر را در نوشتن بیان مسئله که از عناصر اصلی طرح پژوهشی است یاری کند.
سوالات متداول
۱. بیان مسئله پژوهش چیست؟
بیان مسئله بخشی از پژوهش است که در آن مسئله یا چالش مورد مطالعه، اهمیت آن، وضعیت دانش موجود و شکاف پژوهشی توضیح داده میشود.
هدف اصلی این بخش آن است که مشخص کند چرا مسئله موردنظر ارزش بررسی علمی دارد و پژوهش حاضر قرار است چه خلأیی را پوشش دهد.
۲. آیا بیان مسئله همان معرفی موضوع تحقیق است؟
خیر. موضوع تحقیق محدوده کلی پژوهش را مشخص میکند، اما بیان مسئله باید توضیح دهد در این موضوع دقیقاً چه مشکل، ابهام یا شکاف علمی وجود دارد.
برای مثال، «تأثیر استفاده از شبکههای اجتماعی بر عملکرد تحصیلی دانشجویان» میتواند یک موضوع باشد؛ اما بیان مسئله باید توضیح دهد چه شواهدی درباره این رابطه وجود دارد، چه نتایجی متناقض هستند و چه جنبهای هنوز نیازمند بررسی است.
۳. یک بیان مسئله خوب شامل چه بخشهایی است؟
ساختار دقیق بسته به رشته و دانشگاه متفاوت است، اما معمولاً بیان مسئله شامل این عناصر است:
- معرفی مسئله و زمینه پژوهش
- توضیح وضعیت موجود
- ارائه شواهد و یافتههای مطالعات پیشین
- مشخص کردن کاستیها یا تناقضهای موجود
- تشریح شکاف پژوهشی
- توضیح اهمیت و ضرورت بررسی مسئله
- معرفی جهت کلی پژوهش حاضر
این بخشها باید به شکل یک استدلال منسجم به یکدیگر متصل شوند.
۴. بیان مسئله باید چند صفحه باشد؟
هیچ حجم ثابت و جهانی برای بیان مسئله وجود ندارد. میزان آن به موضوع، رشته، نوع پژوهش، مقطع تحصیلی و دستورالعمل دانشگاه یا مجله بستگی دارد.
مهمتر از تعداد صفحات، این است که بیان مسئله بتواند مسئله، شواهد، شکاف پژوهشی و ضرورت تحقیق را بهاندازه کافی و بدون زیادهگویی توضیح دهد.
۵. آیا در بیان مسئله باید به منابع علمی ارجاع داد؟
بله، در بخشهایی که ادعاهای علمی، آماری یا یافتههای مطالعات پیشین مطرح میشوند، استفاده از منابع معتبر و مرتبط ضروری است. منابع باید بهگونهای انتخاب شوند که ادعاهای مطرحشده را پشتیبانی کنند.
استفاده از منابع جدید در کنار منابع بنیادین مرتبط، در بسیاری از موضوعات میتواند به تقویت استدلال بیان مسئله کمک کند.
۶. شکاف پژوهشی در بیان مسئله چیست؟
شکاف پژوهشی به بخشی از دانش موجود گفته میشود که هنوز به اندازه کافی بررسی نشده، درباره آن نتایج متناقض وجود دارد یا یک سؤال مهم همچنان بدون پاسخ باقی مانده است.
شناسایی و توضیح شکاف پژوهشی یکی از مهمترین قسمتهای بیان مسئله است؛ زیرا نشان میدهد پژوهش جدید چه ضرورتی دارد.
۷. آیا بیان مسئله باید با سؤالهای پژوهش ارتباط داشته باشد؟
بله. میان بیان مسئله، اهداف، سؤالهای پژوهش و در صورت وجود، فرضیهها باید ارتباط منطقی وجود داشته باشد.
بیان مسئله باید زمینهای ایجاد کند که خواننده بتواند در ادامه بفهمد پژوهشگر دقیقاً چه سؤال یا سؤالاتی را دنبال خواهد کرد.
۸. رایجترین اشتباه در نوشتن بیان مسئله چیست؟
یکی از رایجترین اشتباهات، تبدیل بیان مسئله به مجموعهای از تعاریف و اطلاعات کلی درباره موضوع است. بیان مسئله باید فراتر از معرفی موضوع باشد و یک استدلال علمی درباره وجود یک مسئله و ضرورت بررسی آن ارائه کند.
سایر اشتباهات رایج عبارتاند از استفاده از منابع نامرتبط، نبود شواهد کافی، مشخص نکردن شکاف پژوهشی، پراکندگی مطالب و ارائه نتیجهگیری بدون پشتوانه علمی.
۹. آیا میتوان بیان مسئله را بدون مطالعه پیشینه پژوهش نوشت؟
نوشتن یک بیان مسئله علمی بدون شناخت ادبیات پژوهش بسیار دشوار است. برای شناسایی دانش موجود، نتایج مطالعات قبلی، تناقضها و شکاف پژوهشی باید منابع مرتبط بررسی شوند.
به همین دلیل، مطالعه پیشینه بخش مهمی از فرایند شکلگیری بیان مسئله است.
۱۰. تفاوت بیان مسئله در مقاله و پایاننامه چیست؟
اصل کلی در هر دو مشابه است؛ یعنی باید مسئله، اهمیت، وضعیت دانش موجود و ضرورت پژوهش مشخص شود. اما میزان جزئیات و ساختار ارائه مطالب میتواند متفاوت باشد.
در پایاننامه معمولاً فضای بیشتری برای توضیح زمینه، پیشینه و ابعاد مسئله وجود دارد، در حالی که مقاله به دلیل محدودیت حجم، باید فشردهتر و هدفمندتر نوشته شود.
جمعبندی
بیان مسئله پژوهش، قلب منطقی پژوهش است. این بخش باید به خواننده نشان دهد که یک مسئله واقعی یا علمی وجود دارد، چرا اهمیت دارد، دانش موجود درباره آن به چه مرحلهای رسیده و چه خلأیی انجام پژوهش جدید را ضروری میکند.
برای نوشتن یک بیان مسئله قوی، بهتر است مسیر استدلالی مشخصی را دنبال کنید:
وضعیت موجود ← مسئله یا چالش ← شواهد علمی ← محدودیت مطالعات پیشین ← شکاف پژوهشی ← ضرورت تحقیق ← جهت پژوهش حاضر
بیان مسئله نباید صرفاً مجموعهای از تعریفها، آمارها و نقلقولها باشد. ارزش آن زمانی بیشتر میشود که پژوهشگر بتواند با استفاده از منابع معتبر و استدلال منطقی نشان دهد چرا سؤال موردنظر ارزش بررسی دارد.
همچنین باید میان بیان مسئله و سایر اجزای پژوهش، بهویژه اهداف، سؤالها و فرضیهها، هماهنگی وجود داشته باشد. اگر این ارتباط وجود نداشته باشد، پژوهش ممکن است از نظر منطقی دچار پراکندگی شود.
در نهایت، یک بیان مسئله خوب باید پس از خواندن، پاسخ روشنی به این پرسش ایجاد کند:
«چه چیزی را نمیدانیم یا چه مشکلی وجود دارد که این پژوهش برای شناخت یا حل آن ضروری است؟»
اگر بتوانید پاسخ این سؤال را با شواهد معتبر و استدلال منسجم ارائه کنید، بخش مهمی از مسیر طراحی یک پژوهش علمی و قابل دفاع را طی کردهاید.
آکادمی ساپتز در آموزش روش تحقیق و نگارش علمی، به دانشجویان و پژوهشگران کمک میکند اجزای مختلف پژوهش، از جمله بیان مسئله، سؤالهای پژوهش، اهداف و روش تحقیق را بهصورت منسجم و اصولی طراحی کنند.

دیدگاهها
هنوز دیدگاهی برای این مقاله ثبت نشده است.
پرسش یا تجربه خود را با ما در میان بگذارید.